محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
683
آثار عجم ( فارسى )
1000 گام است و ولايتى بسيار از توابع اوست . . . » ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 396 - 395 ) . اين شهر قديمى است و قبل از اسلام بنا شده و بناى آن را به طوس نوذر نسبت مىدهند و تجديد بناى آن ، در قرن اوّل هجرى ، به دست فرّخان بن دابويه - از ملوك گاوباره - به عمل آمد و گويند وى آن را به نام پسر خود - « سارويه » - ناميد . . . ( معين ) . 35 . اين شهر كه به صورتهاى باكو ، باكويه و بادكوبه نيز ضبط شده است ، امروزه جزو جمهورى آذربايجان است و سابقا متعلّق به ايران بود . در ساحل بحر خزر و در شبه جزيرهء آپشرون واقع است . ( معين ) 36 . منطقهء كوههاى مرتفع كه قسمت عمدهء آن از سلسله جبال البرز تشكيل مىشود ، در نزد جغرافيانويسان قديم عرب ، به نام طبرستان معروف بود . كلمهء « طبر » در زبان بومى به معنى كوه و بنابراين طبرستان به معنى ناحيهء كوهستانى است . ظاهرا از قرن هفتم - تقريبا مصادف است با فتنهء مغول - اسم طبرستان از استعمال افتاد و كلمهء مازندران جاى آن را گرفت . . . در حقيقت طبرستان و مازندران مترادف و به يك معنىاند ؛ امّا در همان حال كه اسم طبرستان بر تمام نواحى كوهستانى و اراضى پست ساحلى اطلاق مىشد ، كلمهء مازندران بر منطقهء اراضى پست ساحلى كه از دلتاى سفيد رود تا جنوب خاورى بحر خزر امتداد دارد ، اطلاق مىگرديد . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 394 ) . 37 . آمل : اين نام كه در پهلوى i Am مىباشد ، مأخوذ از نام قبيلهء غير ايرانى Mardoi است كه در اواخر دوران خلفاى عبّاسى ، كرسى طبرستان بود و به قول مقدسى ، از قزوين بزرگتر بود . اين شهر در پايان قرن هشتم ، به دست امير تيمور خراب شد . از جمله دانشمندانى كه از اين شهر برخاستهاند ، محمّد بن جرير طبرى ، فضل بن احمد زهرى ، ميربزرگ و سيّد حيدر آملى و طالب آملى . . . را بايد نام برد . 38 . مركز ارمنستان كه در ارمنى « يروان » خوانده مىشود . در حدود 661 ميلادى بنا شده و قرنها بين ايران و عثمانى دست به دست مىشده . شاه عبّاس آن را از عثمانيها گرفت ( 1013 ه . ق ) ولى در جنگهاى ايران و روس ، در زمان فتح على شاه ، به دست روسها افتاد و در سال 1218 ه . ق . ، به موجب عهدنامهء تركمنچاى ، به روسيّه واگذار شد . ( دائرة المعارف فارسى ) .